خواب
گفت دوستت دارم
بلند شدم دوستم نداشت
میخواهم برای همیشه بخوابم .
گفت دوستت دارم
بلند شدم دوستم نداشت
میخواهم برای همیشه بخوابم .
نمیتونی به چشماش زل بزنی
نمیتونی بهش بگی چقدر دوسش داری
نمیتونی بگی چقدر بهش نیاز داری
برای همینه که عاشقا دیوونه میشن .
بیا یریم بیرون میخوام یه چیز مهم بهت بگم
فهمیدم که میخوای بهم بگی داری برای همیشه میری
وقتی اومدم به دیدنت متوجه شدم یه دختری کنارت وایساده
دستشو گرفتی اومدی جلو گفتی میبینی ؟ دارم ازدواج میکنم میخوام خوشبخت بشم
تو با من خوشبخت نمیشی برو دنبال زندگیت
اون موقع بود که حس کردم فلبم دیگه نمیزنه حالا تو رفتی و
من موندم و قلبی که اسم تو روش حک شده .
اگه صد دفعه هم ناراحتش کنی
هر بار میگه :
این دفعه ی آخریه که میبخشمت !
و بعد با اخم میاد تو بغلت .
چشم تو بگو میگم چشم!
چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن پر از خون ، لیلای من هیپ هاپه
اون بهم میگه تو مجنون
لیلای من دیونست ، عین خودم بی خونست
میگه باهام بمون پس ؛ منم بهش میگم چشم
لیلا لیلا میگن که تهش قهره ، عشق من و تو زهره . ولی یک کلمه ، هرگز !
لیلا لیلا انا له لا انا میخام بخونم ولی زندم من دیلاق انگار
لیلا صدام وق وق ه میگن پارسات احمقه
حق زدن حرفو رو دارم ، حق حرفه حق حقه !
غیر من کی هفت خطه ؟ تو ؟! شرمنده
اگه ببرن کت بسته ، نمیبینی پارسا بس کردش
اتل متل توتوله ، زندگی با غرورش ، طلوع و غروبش
همه ی اوج و فرودش
اتل اتل متر متر ، وجب وجب ، چشم چشم قدم قدم ایول ولی جفت پاهاتو ورچین.
من آن پرنده ام که سهم آسمانش را از چشمان تو میخواهد
دوستش داری و نمیداند ...
دوستش داری و نمیخواهد ...
دوستش داری و نمی آید ...
دوستش داری و سهم تو از بودنش ...
فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت ...
دوستش داری و فقط سهم تو از بودنش ...
تنهایی
است .
انگـشتـت را مـــداد کــردی ،
و روی صـفـحـه ی ســـاحـــل نــوشـتی :
“دوســـــتـت دارم”
دریــا حــســادت کـــرد ،
مــوجــی فـــرســتـاد و دسـتـخـطــت را ربــــود !
کـــنـار دریــا ،
روی مـــاســه هــا
تـنهــا نـشـستـه ام . . .
و بــه ایــن فـکـــر مـیکـنـم
که دل بــه دریــا بــزنــم . . .
و آن جـمـلـه را بــه هـــر قـیمـتی کـه شــده پــس بـگـیــرم . .
.مـَرد یـَعـنـے تـِکـیـﮧ گـآهـے اَمـن
یـَعـنـے بـوسـﮧ اے اَز روے دوست دآشتـَن
، بــِدون ِاَنـدَکـے شـَرم !
دَر ذِهـن زَنآنـﮧے مـَن ...
مـَرد یـَعـنـے کـوه بـودَن ..
پـُر اَز سـِخـآوَت ،
پـُر اَز حـَیـآے مـَردآنـﮧ دَر کـِنـآر ِ ایـن اُبـُهـَت
، لـوس شـُدَن ـهـآے کـودَکـآنـﮧ ! :)
دَر ذِهن ِ زَنـآنـﮧے خـوش ـبـیـن مـَن ...
مـَرد یـَعـنـے دوست مـےـدآرَمـِت ،
تـو هـَر لـَحـظـﮧ بـآ مـَنـے!
تـو مـَردے ..مـَن بـے تـو بـآ تـَمـآم آفـَریـنـِش بـےگـآنـﮧاَم!
کـآفـےـست دَست ِ رَد بــِزَنـے!مـےـرَوَم پـے زِنـدِگـے اَم ،
بـَرآے آرآمـِشَت تـآ بــِدآنـے چــِقـَدر مـُحـتـَرَم َـست ایـن
آسـآیــِشـَت ..
بقیه در ادامه مطلب

برای دوست داشتنت
محتاج دیدنت نیستم...
اگر چه نگاهت آرامم می کند
محتاج سخن گفتن با تو نیستم...
اگر چه صدایت دلم را می لرزاند
محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...
اگر چه برای تکیه کردن ،
شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!
دوست دارم بدانی ،
حتی اگر کنارم نباشی ...
باز هم ، نگاهت می کنم ...
صدایت را می شنوم و به تو تکیه می کنم
همیشه با منی ،
و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی...
غـُــرورَش را خیلـی دوستـــــ دارد،
اگـر داشتــه بـاشــد،
آن را از او نگیـــریــد...
حتــّی بـه امانتـــ نبــریـــد...
ضــربــهای هــم نَـزَنـیــدش،
چــه رسـَـد به شـکسـتـَـن یـا لـِـه کــردن!
آدمـــی غـُــرورَش را خیلـی زیــاد، شـایــد بیـشتـَـر از تــمـام ِ
داشـتـههـایـَش، دوستـــ مـیدارد؛
حـالـا ببیــن اگــر خــودَش، غــرورَش را بــه خـاطــر ِ تـ ღــو، نـادیـده بگیــرد، چـه قــَدر دوستتــــ دارد!
و ایـــن را بــفـهـم …
بقیه در ادامه مطلب
مطمئن باشید آنهایی که به شما میخندند آدمهای تنهایی نیستند !
فکر نکن که فراموشت کرده ام ….
یا دیگر دوستت ندارم !
نه ….
من فقط فهمیدم :
وقتی دلت با من نیست ؛
بودنت مشکلی را حل نمی کند ،
تنها دلتنگترم میکند … !
دوستــ♥ ــت داره ... مراقــــــبته ...
و نگرانــــــــــــت میشــه ...!
چـــون یــک روز بیــدار میشـــی و میبینــی ...
مـــــــــاه رو از دســــت دادی ...
وقتــی که داشــتی ســـــــتاره ها رو میشـــمردی ......!
از حساب و کتاب بازار عشق
هیچ گاه سر در نیاوردم !
و هنوز نمی دانم چگونه می شود
هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی
من بدهکارت می شوم ؟
ازت متنفرم
عاشقته “تضمینی”
آیا عشق شیرین است ؟ : بله شیرین تر از زندگی
چرا تنهایی ؟ : ویژگی عاشق هاست
لذت تنهایی چیست ؟ : فکر به او و خاطرات او
چرا می روی ؟ : برای اینکه او رفت
دلت کجاست ؟ : پیش او
قلبت کجاست ؟ : او برده
پس حتما بی رحم بوده نه ؟ : نه اصلا
چرا ؟ : چون باز هم او را میپرستم . . .
گاهی تند میشود
گاهی عاشقانه سخن میگوید.......
مرد است دیگر............
غرورش آسمان و دلش دریاست........
تو چه میدانی از بغض گلوگیر کرده یک مرد!!؟؟؟؟
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده ........
تو چه میدانی از هق هق شبانه او
که فقط خودش خبر دارد و بالشش؟؟!!!!!
مرد را فقط مردمیفهمد و مرد.......
یه سری هم به نت میزدیم
الان همیشه تو نتیم
یه سری هم به زندگی میزنیم
والاااااا…
صبر می آید.
چقدر این عطسه های زمستانی
را دوست دارم .
حسرت نخور
زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمیشد .
که هر ورقش را باز کردم
اشکم را در آورد.
همه ی
دروغها و نامردی ها بستم.
خدایا
عشقش را از دلم بیرون کن .
بقیشو در ادامه مطلب بخونید
ﻧﮕﺎﺗـــــ ﮐﻨـــﻢ! ﺑﮕـــﻢ ﺍﯾﻨـــﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ؟ ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!...
ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﻫﯿﺎﻫـــﻮﯼ ﻫــﻤﻪ ﺍﯾـــﻦ ﺁﺩﻣـــﺎ ,
ﺑـــﺎﺯﻡ ﻣـــﻦ ﭼﺸﻤـــﺎﻡ ﻓﻘـــﻂ ﺩﻧﺒـــﺎﻝ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ , ﺩﻟــــﻢ ﺑـــﺮﺍﯼ ﺗـــﻮ ﺗﻨﮕــــ
ﻣﯿﺸـــﻪ...
ﺻــــﺪﺍﻫﺎﺷـــﻮﻥﻭ ﻣـــﯽ ﺷﻨـــﻮﯼ؟
ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!
ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﺍﻭﺝ ﻫﻤﯿـــﻦ ﺻﺪﺍﻫـــﺎ ﺩﻟــــﻢ ﺩﻧـــﺒﺎﻝ ﺻــﺪﺍﯼ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ...
ﺑﮕـــﻢ ﺣـــﺎﻻ ﭼﺸﻤﺎﺗــــﻮ ﺑﺒﻨـــﺪ ,
ﺑﮕـــﻮ ﭼـــﻪ ﺣﺴـــﯽ ﺩﺍﺭﯼ!
ﺑﮕـــﯽ ﺍﻧﮕـــﺎﺭ ﮔــــﻢ ﺷــﺪﻡ ﺑﯿـــﻦ ﯾــﻪ ﻋﺎﻟﻤـــﻪ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ ,
ﺑﮕـــﻢ ﺍﮔـــﻪ ﻧﺒﺎﺷـــﯽ ﮔــﻢ ﻣﯿﺸـــﻢ
ﺑﯿــﻦ ﯾــﻪ ﺩﻧﯿـــﺎ ﻏﺮﯾـــﺒﻪ
گفتم حتما بخاطر اینکه خنده دار بودن ؟
گفت نه فقط بخاطر اینکه تا تهش با هم بودن .
دنیای دخترانه تو نه با شمع و عروسک معنا پیدا میکند و نه با اشک و افسون.
اما تمام اینها را هم در برمیگیرد…
تو نه ضعیفی و نه ناتوان، چرا که خداوند تو را بدون خشونت و زورِ بازو میپسندد.
اشک ریختن قدرت تو نیست، قدرت روح توست .